برگی از خاطرات شفاهی؛
فیلم| «افطاری در سنگر»
ابراهیم اسحاقی، جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس، از روزهای حماسه و ایثار در ماه مبارک رمضان اینگونه روایت میکند: «چهار روز مانده بود به عید فطر، یکی از بچهها پیشنهاد داد که امشب افطار را در سنگر دور هم بخوریم. خوب به یاد دارم؛ مشغول آمادهسازی بودیم که ناگهان صدای شلیکی آمد. به بچهها گفتم: «دارند نزدیک میشوند»، اما یکی از همرزمان گفت: «نگران نباش مثل همیشه» است، اما دقیق در همان لحظه بود که گلولهای به من اصابت کرد.»